فرقی نمی کند باران ببارد یانه...
فرقی نمی کند چشمان تو به چه رنگ باشد!!
به خانه میرسم یانه..
مهم نیست...
من کلاهی ندارم که ز سر بردارم
یا دندانی نمانده است تا لبخندی بسازم!!..
من و تو
خاطرات درختان یک کوچه ایم...


من این چنین خاک آلود
از تدفین رفتنت آمده ام
بارانی ام را بگیر
خیس از تمناست
فانوس را بگیران...


زمستان آمده است خسته ام!
می خوابم...
بهار که آمد پیله ام را می شکافم
تا با پرهای خیس دوباره عاشقت شوم...
تاول پاهایم که خشک شود..
دوباره عاشقت می شوم..
دوباره راه می افتم..
دوباره گم می شوم..
هر طور شده این راه را تاآخر می روم...
باد
دوره گردي است
خريدار سکوت هاي ژرف
تنها سکوت هاي ژرف را مي توان شنيد
که ميان دو فرياد خاموش
چشم مي بندند
يادمان باشد
تنها ميان دو فرياد عشق بالغ مي شود
باد خريدار غنچه اي است
بر صورت تو
و من
حريف باد
از ميان فريادهاي خاموش مي آيم
هیچ دانی که در این خلوت بیرنگ سکوت اگر از یاد تو یادی نکنم
میمیرم...

این پست تقدیم به استادی که برای اولین بار دارن با چشمای پاک و درخشنده قدم روی چشمای من میذارن وبه وبلاگم سر میزنن من هم ازشون بابت این دیدن تشکر می کنم و اینوهم بدونن که به اندازه ی دنیا وتک تک ستاره ها دوستشون دارم.
امیدوارم که ایشون طرفدار ویژه ی وبلاگم بشن و گاهی وقت ها به اینجا سر بزنن و منو از تنهایی در بیارن <<همه بگین الهی امین.>>
دوستان یه مطلب دیگه:اینکه اگه پروفایلمو خواستید برید روی عکس قسمت درباره وبلاگ کلیک کنید پروفایل واستون باز میشه.
"پست ثابت"
میان این همه راه که به تو نمی رسند،
چقدرسخت است...
راه تو را گم کردن...


می گویند
در میان کلام مقطع و خاموش نفس ها
پیچکی می روید
با برگ های داس
تا راه رسیدن به ایستگاه را
هموار کند .
نگران نباش
باران که بگیرد
تمام راه دوباره سبز می شود .
برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست...
برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست ...
برای تويی كه احسا سم از آن وجود نازنين توست ...
برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...
برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...
برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...
برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی...
برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است...
... تويی كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است برای
برای تويی كه قلبت پـا ك است ...
برای تويی كه در عشق ، قـلبت چه بی باك است...
برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...
برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...
برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است...
برای تویی که آرزوهایت آرزویم است...
ما آدم معمولیا وقتی دلمون میگیره:
میریم لب پنجره
با یه لیوان چایی خیره میشیم به دور دستا،
احساس آرامش می کنیم...
سلامتی ما معمولیا
که نه "آرزوی" کسی هستیم
و نه "آویزون" کسی...!
