
نگاهم در آیینه
فرو میریزد
جزیره ای به زیر آب
میرود
در ساحل آیینه
دستانی کورمال
عطر تو را میجویند
و پرندگان
بودن جزیره را
فراموش میکنند...
به نام تک نوازنده ی عــــــشــــــق
صدای تیک و تاک ساعتی که تمام هوش و حواسم
برای دیدن دست نوشته هایت را به خود جلب میکند...
مانند موسیقی بی کلام نی ، آوازه ی گوشم شده است...
هرروز دلتنگ تر از دیروز،
هرروز چشم انتظار تر از دیروز ...
هرروز و هرروز و هرروز تکراری تر از دیروز... سال ها،ماه ها،روز ها،شب ها،دقیقه ها و حتی ثانیه ها را برای دیدنت شمارش میکنم،انگشتانم هم دگر تاب ندارند استاد.. اما هیچ خبری نیست...هنوز به پایان نرسیده این روز های دشوار انتظار... امیددارم که طلوعی فرا رسد و
ظهور ماه درخشان هنر را در حال و هوای وب خود تماشا...

با عینک هم
خیال تورا تار می بینم...
گویی فصل موسیقی ظهور تو،
آغاز شده است...


تمام پروانه ها قاصدک بودند...
به هر قاصدکی راز چشمان تو را گفتم ، پروانه شد..!
تمام پروانه ها ادای پشمان تو را در می آورند...
چون ((بغض مرا دوست دارند...!!!))
فرقی نمی کند باران ببارد یانه...
فرقی نمی کند چشمان تو به چه رنگ باشد!!
به خانه میرسم یانه..
مهم نیست...
من کلاهی ندارم که ز سر بردارم
یا دندانی نمانده است تا لبخندی بسازم!!..
من و تو
خاطرات درختان یک کوچه ایم...


من این چنین خاک آلود
از تدفین رفتنت آمده ام
بارانی ام را بگیر
خیس از تمناست
فانوس را بگیران...


زمستان آمده است خسته ام!
می خوابم...
بهار که آمد پیله ام را می شکافم
تا با پرهای خیس دوباره عاشقت شوم...
تاول پاهایم که خشک شود..
دوباره عاشقت می شوم..
دوباره راه می افتم..
دوباره گم می شوم..
هر طور شده این راه را تاآخر می روم...
باد
دوره گردي است
خريدار سکوت هاي ژرف
تنها سکوت هاي ژرف را مي توان شنيد
که ميان دو فرياد خاموش
چشم مي بندند
يادمان باشد
تنها ميان دو فرياد عشق بالغ مي شود
باد خريدار غنچه اي است
بر صورت تو
و من
حريف باد
از ميان فريادهاي خاموش مي آيم